تبليغاتX
مستانه تر از باران -
مستانه تر از باران

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: Archive

یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386-10:4 -نسترن

ديگر مرا به معجزه دعوت نمي كني
با من ز درد حادثه صحبت نمي كني


ديريست پشت پنجره مانده ام كه رد شوي
اما تو مدتي ست اجابت نمي كني


قولي كه داده اي به من از ياد برده اي
گفتي ز باغ پنجره هجرت نمي كني


بيمار عشق توست پرستوي روح من
از اين مريض خسته عيادت نمي كني


باشد برو ولي همه جا غرق عطر توست
گرچه تو هيچ خرج صداقت نمي كني


يكبار از مسير نگاهم عبور كن
آنقدر دور گشته ای كه فرصت نميكني


گل هاي باغ خاطره در حال مردنند
به ياس هاي تشنه محبت نمي كني


رفتي بدون آنكه خداحافظي كني
ديگر به قاب پنجره دقت نمي كني


امروز سيب سرخ رفاقت دلش گرفت 
اين سيب را براي چه قسمت نمي كني


يعني من از مقابل چشم تو رفته ام
اين كلبه را دوباره مرمت نمي كني


زيبا قرارمان همه جا هر زمان كه شد
گرچه تو هيچ وقت رعايت نمي كني...

لینک ثابت |


>